قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3376

تاريخ الفي ( فارسى )

درآورده و از آن جهت ولايت طبريه را نيز متصرّف شد . اتفاقا در اثناى آنكه ملك فرنج بلاد شام به‌علّت جذام فوت شد ، از وى پسرى كوچك بماند . و چون در ميانهء امراى فرنگ اين حدود كسى به شأن و عظمت قمص طرابلس نبود ، تربيت اين ملك‌زاده به وى تعلّق گرفت و از اين رهگذر قمص را طمع در آن مملكت پيدا شد و با خود قرار استقلال و استبداد مىداد . تا آنكه بنابر ضعف طالع او آن ملك‌زاده فوت شد و ملك بنابر قاعدهء ايشان به مادرش انتقال يافت . و مادر آن ملك‌زاده با يكى از امراى فرنگ كه در اين اوقات از جانب مغرب درآمده و در حسن و جمال مشهور آن زمان بود و او را كى گفتندى ، محبّت و دوستى پيدا كرد و صحبت عاشقى ميانهء ملكه ، مادر آن پسر ، و كى به جايى رسيد كه ملكه ، گى را شوهر خود كرد و تاج سلطنت را بر سر وى نهاده جميع اصناف فرنگ از بطريق « 1 » و قسّيس « 2 » و رهبان و اسبتاريه « 3 » و بارونيه را طلب داشته بعد از رعايت پادشاهانه ، هريكى از اين اصناف را از خود راضى گردانيد . و در حضور ايشان ملك را به شوهر تازهء خود ، گى ، بخشيد . و ايشان تمام گواهى خود بر اقراريه نوشته به اطاعت و انقياد كى درآمدند . و قمص طرابلس چون اين صحبت مشاهده نمود آن خيالى كه او به خود قرار داده بود محض پوچ برآمد و كى از وى طلب حساب ايّام وكالت پسر ملكه را طلب داشت و مبلغ كلّى از وى مطالبه نمود و او در جواب مىگفت كه « من آن را خرج سپاه كرده‌ام . » بنابراين ، ميانهء ايشان نزاع و خصومت [ 151 الف ] پيدا شد و قمص مذكور ناچار التجا به صلاح الدّين آورد ، و صلاح الدّين وى را بسيار مشفقانه پيش‌آمد و در مقام امداد او شد . آخر الأمر ، به همين وسيله بيت المقدّس را از دست فرنگان خلاص كرد - چنانچه عن‌قريب به تفصيل مذكور مىگردد . و از جمله وقايع اين سال « 4 » آنكه پرنس ارباط ، صاحب كرك ، كه قبل از اين به‌واسطهء ضعف و عجز ، مردم در ميان انداخته به هزار التماس با صلاح الدّين مصالحه نمود ، از اين جهت قوافل تجّار از دمشق به مصر هميشه آمدورفت داشت . و بنابر مصالحه ، پرنس ارباط بىدغدغه آن را مسلوك و مربوط داشته در اين وقت نقض عهد و پيمان كرده قافله‌اى عظيم را كه از مصر به شام مىآمد غارت كرد و اموال و اسباب مسلمانان را متصرّف شد و جمعى مردم را گرفته محبوس گردانيد . و چون اين خبر به سمع صلاح الدّين رسيد كس پيش او فرستاده بر نقض عهد و پيمان او را

--> ( 1 ) . متن . به ترك . يونانى شدهء پاتريارك به معنى بطريق ؛ مجتهد ترسايان . - لغتنامهء دهخدا . ( 2 ) . رتبه‌ايست بعد از اسقف و قبل از شماس ( مقامى پايين‌تر از كشيش ) - پيشين . ( 3 ) . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 3333 كتاب . ( 4 ) . ابن اثير اين واقعه را در حوادث سال 582 ه . ق . آورده است .